آزمونها در چهره های مختلف
گر چه بیان عمومیت امتحان برای تمام اقوام و جمعیتها ، اثر سازنده بسیار قابل ملاحظه ای برای مؤمنان مکه که در آن روز در اقلیت شدیدی بود نداشت و توجه به این واقعیت آنها را در مقابل دشمنان ، سخت مقاوم و شکیبا می کرد ، ولی این منحصر به مؤمنان مکه نبود بلکه هر گروه و جمعیتی به نوعی در این سنت الهی شریک و سهیمند و امتحانات خداوند در چهره های گوناگون به سراغ آنها می آید . گروهی در محیطهائی قرار می گیرند که از هر نظر آلوده است ، وسوسه های فساد از هر طرف آنها را احاطه می کند ؛ امتحان بزرگ آنها این است که در چنین جو و شرائطی همرنگ محیط نشوند و اصالت و پاکی خود را حفظ کنند . گروهی در فشار محرومیتها قرار می گیرند ، در حالی که می بینند اگر حاضر به معاوضه کردن سرمایه های اصیل وجود خود باشند ، فقر و محرومیت به سرعت در هم می شکند ، اما به بهای از دست دادن ایمان و تقوا و آزادگی و عزت و شرف و همین آزمون آنها است . گروهی دیگر بر عکس غرق در نعمت می شوند و امکانات مادی از هر نظر در اختیارشان قرار می گیرد ، آیا در چنین شرائطی ، قیام به وظیفه شکر نعمت می کنند ؟ یا غرق در غفلت و غرور و خود خواهی و خود بینی ، غرق در لذات و شهوات و بیگانگی از جامعه و از خویشتن می شوند ؟ گروهی – همچون غرب و شرق زده های عصر ما – با کشورهائی روبرو می شوند که در عین دوری از خدا و فضیلت و اخلاق ، از تمدن مادی خیره کننده ای بهره مند و رفاه اجتماعی قابل ملاحظه دارند ، در اینجا جاذبه نیرومند مرموزی آنها را به سوی این نوع زندگی می کشاند که به قیمت زیر پا نهادن همه اصولی که به آن اعتقاد دارند و به قیمت تن دادن به ذلت وابستگی چنان زندگی را برای خود و جامعه خویش فراهم سازند ، این نیز یک نوع آزمون است . مصیبتها درد و رنجها ، جنگ و نزاعها ، قحطی و گرانی و تورم ؛ حکومت های خود کامه ، که انسانها را به بردگی و اسارت خود دعوت می کنند و آنها را به تسلیم در برابر برنامه های طاغوتی خود فرا می خوانند ، و بالاخره امواج نیرومند هوای نفس و شهوت ، هریک از اینها وسیله آزمایشی است بر سر راه بندگان خدا ، و در همین صحنه ها است که ایمان و شخصیت و تقوی و پاکی و امانت و آزادگی افراد مشخص می شود . اما برای پیروزی در این آزمونهای سخت ، جز تلاش و کوشش مستمر و تکیه بر لطف خاص پروردگار راهی نیست. جالب اینکه در حدیثی که در اصول کافی از بعضی از معصومین در تفسیر آیه « احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون » آمده چنین می خوانیم : یفتنون کما یفتن الذهب ، ثم قال یخلصون کما یخلص الذهب !: « آزمایش می شوند همانگونه که طلا در کوره آزمایش می شود ، و خالص می شوند همانگون که فشارِ آتش ناخالصیهای طلا را از بین می برد و آن را خالص می کند » . به هر حال عافیت طلبانی که گمان می کنند همین اندازه که اظهار ایمان کنند در صف مؤمنان قرار می گیرند و در اعلی علیین بهشت همنشین پیامبران و صدیقین و شهداء خواهند بود سخت در اشتباهند . به گفته امیر مؤمنان علی علیه السّلام در نهج البلاغه و الذی بعثه بالحق لتبلبلّن بلبله ، و لتغربلنّ غربله » و لتساطن سوط القدر ، حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم : « سوگند به کسی که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را به حق مبعوث کرده به شدت مورد آزمایش قرار می گیرید ، و غربال می شوید ، و همانند محتویات یک دیگ به هنگام جوشش ، زیر و رو خواهید شد ، آنچنان که بالای شما پائین و پائین بالا قرار خواهد گرفت » ! . ای سخن را هنگامی می گوید که تازه مردم بااو بیعت کرده اند و در انتظار این هستند که ببینند او با تقسیم اموال بیت المال و مقامها چه می کند ؟! آیا با همان معیار های گذشته و تبعیضها یا بر معیار تلخ عدالت محمّدی ؟!