خدا کند که بیایی
قسم به شب تار هنگاهیکه روی تاریک گرداند.و قسم به صبح روشن وقتی که دم زند.
خدا کند که بیایی
در تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) نقل شده که غرض از صبح روشن،فرزند ما حضرت مهدی(عج)میباشد.
قسم به شب تار هنگاهیکه روی تاریک گرداند.و قسم به صبح روشن وقتی که دم زند.
خدا کند که بیایی
در تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) نقل شده که غرض از صبح روشن،فرزند ما حضرت مهدی(عج)میباشد.
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:
1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»
2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:
«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»
3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»
4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:
«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»
5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»
6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»
اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و عدالت بر باطل و ستم و برپایی تمام ارزشهای انسانی به دست مبارک «مهدی» اندیشهای است که همه گروههای مسلمان، آن را باور دارند؛ زیرا ریشه در قرآن کریم دارد؛ اما چرا نام «مهدی» در قرآن نیامده است؟ آیا اگر نام او میآمد، باور مردم به او عمیقتر نمیشد؟ برای پاسخ به این سؤال، روشهای قرآن مجید را در معرفی انسانهای خوب و وارسته بیان میکنیم. قرآن برای شناساندن این افراد، از سه راه استفاده کرده است:
راه اول
معرفی با اسم: نخستین راه شناساندن، آوردن اسم شخصیت مورد نظر است؛ مانند: (و ما محمد الا رسول)(1) یا (واذکر فی الکتاب مریم)(2)
راه دوم
معرفی با عدد: شیوه دوم، بیان تعداد افراد خاص است. قرآن نقبای بنی اسرائیل را با عدد میشناساند؛ مانند: (و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا)(3)
راه سوم
معرفی با ویژگی و صفت: شناساندن با ویژگیهای فرد، بهترین راه معرفی است، زیرا راه را بر سودجویان میبندد. نام جعلی درست کردن آسان است؛ ولی ویژگیهای هر فرد، مخصوص او است. همچنین قرآن، از افرادی نام می برد كه با آن كه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را كاملاً با نام می شناختند؛ ولی باز او را انكار میكردند. قرآن کریم، اهل بیت را در آیههای تطهیر، مباهله، ولایت(4) و... با این روش معرفی کرده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در قرآن با این روش شناسانده شده است. اینک بررسی چند آیه از آیات مهدویت:
آیه اول: آیا میتوان زنده بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از قرآن استفاده کرد؟
برخی آیههای قرآن کریم، وجود امام و حجت را بر روی زمین میرسانند. یکی از این آیات، آیه چهارم سوره قدر است:
(تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر)
در شب قدر فرشتگان و روح با اجازه پروردگارشان برای هر امری فرود می آیند.
فعل «تنزّل» مضارع است و استمرار و تداوم را میرساند؛ پس هر سال، شب قدر دارد. در شب قدر، فرشتگان و روح نازل میشوند. از طرفی هر انسان، توانایی پذیرش فرشتگان -به ویژه روح که برتر از فرشتگان است- را ندارد و باید انسانی در مرتبه پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم باشد تا این قابلیت را دارا باشد. اما هم اکنون در شب قدر، فرشتگان و روح بر چه کسی نازل میشوند؟ امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
«شب قدر، در هر سال است و امر سال در آن شب نازل میشود. برای این امر، والیانی پس از رسول خدا وجود دارد».
ابن عباس پرسید: «اینان چه کسانی هستند؟» فرمود: «من و یازده نفر از نسل و فرزندان من.»(5)
آیه دوم: اگر بخواهیم ویژگیهای عصر ظهور مهدی امت را به بهترین شکل بیان کنیم، آیهای بهتر از آیه 55 سوره نور نمییابیم. در این آیه، خداوند به مؤمنان صالح وعده میدهد و وعده او حق و یقینی است.(6) اما این وعده چیست؟ بهتر است آیه را بخوانیم و وعده های الهی را در آن ببینیم.
(وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدونی لا یشرکون بی شیئا)
خداوند، به مؤمنان درستكار شما وعده داده است آنان را در زمین جانشین میکند؛ همچنان که گروهی از پیشینیان را جانشین کرده و دینی که برایشان میپسندد، بگستراند و بعد از بیمناکیشان به آنان امنیت میبخشد که آن زمان، من را میپرستند و چیزی را شریکم قرار نمیدهند.

در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلى در كمال صراحت هست،يعنى هر كسى كه قرآن كريم را مطالعه كند مىبيند قرآن كريم آن نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب مىشود، در آيات زيادى به عنوان يك امرى كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر مىكند.از آن جمله است اين آيه:

نقش امدادهای غیبی در پیروزی حكومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قابل توجه است. حضرت با انجام دادن معجزاتی، مشكلات را از سر راه برمی دارد و یا با رعب و ترسی كه خداوند در دل دشمن ایجاد می كند و با ملائكه ای كه به یاری آن حضرت می فرستد، موجبات پیروزی آن حضرت فراهم می شود. این امدادهای الهی در طول تاریخ به بهترین نحو ممکن به کمک انسان ها آمده و آن ها را از زوال و نابودی، در حمایت گرفته است.

یکی از آرزوهای دیرینه بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است و این آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرح ها ریختند و چاره ها اندیشیدند، ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها چراغ فروزانی است که می تواند تاریکی ها و غبار خستگی را از انسان دور کند. روزی که او می آید و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد، انحراف ها و بی عدالتی ها را محو می سازد و ابرهای خودخواهی و نفاق را کنار می زند.
در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند.
روایاتی که رجعت کنندگان را معرفی می کند، به دو دسته تقسیم شده اند:
1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار و معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده اند، بر می گردند. امام صادق علیه السلام فرموده است: « همانا رجعت عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، بر نمی گردند مگر مؤمنان خالص و کفار محض».(1)
2. بعضی از روایات، رجعتكنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می كند.
در این میان گروهی از یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام آنان را زنده می کند و آن ها بار دیگر به دنیا رجعت می کنند.
در منابع معتبر اسلامی، نام سیزده زن آمده است كه به هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشكر امام به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: « همراه مهدی سیزده زن خواهند بود». مفضل بن عمر از حضرت پرسید: «آن ها را برای چه كاری می خواهد؟» حضرت فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض ها؛ همان گونه كه وقتی همراه پیامبر بودند، چنین میكردند». مفضل پرسید: «نام آن ها را بفرمایید». حضرت فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیه».(2)
هر چند در حدیث امام صادق علیه السلام فقط از نه نفر از آنان نام می برد، اما باید توجه داشت زنانی همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید، سمیه که در راه دفاع از عقیدة اسلامی خود، سخت ترین شكنجه ها را تحمل نمود و تا پای جان از عقیدة خود دفاع كرد، ام خالد که برای حفظ اسلام جانباز شد و نیز دیگرانی همچون زبیده، كسانی بودند كه زرق و برق دنیا هرگز آنان را از اسلام باز نداشت؛ بلکه آن ها از آن امكانات در راه عقیده خود استفاده كرده و در مراسم حج كه یكی از اركان دین است، به كار بردند. بعضی نیز افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادة شهیدانی بودند كه خود، پیكر نیمه جان فرزندان شان را حمل كردند. این افراد با داشتن چنین شرایطی ثابت کردند كه می توانند گوشه ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

زنان مؤمن
سمیه، مادر عمار یاسرهفتمین فردی که به اسلام گروید و بدترین شكنجه ها را نیز تحمل كرد، سمیه بود.(3) او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل گرفتار شده بودند و او به آن ها دستور داد كه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دشنام دهند، اما آن ها چنین كاری نكردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آن ها را مقابل آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله كه گاهی از كنارشان عبور می كرد، آن ها را به صبر و مقاومت سفارش می كرد و می فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه كنید كه وعده گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.(4)
این زن که نامش "بركه" است، دختر "ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالك" و خدمت گزار "آمنه"، مادر پیامبر و كنیز پیامبر صلی الله علیه و آله بود. آن گاه كه رسول خدا صلی الله علیه و آله مادر خود را از دست داده بود، وی پرستاری حضرت را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت گزار رسول خدا صلی الله علیه و آله محسوب می شد. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش می فرمود: «او باقی ماندة خاندان من است».(5) او از شیفتگان امامت بود كه در ماجرای فدك، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی كرد و پنج یا شش ماه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان خلافت ابوبكر از دنیا رفت.(6)
از دیگر زنان رجعت کننده در دوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به یاری حضرت می پردازند، "صیانه" است. درباره او آمده می نویسند: «در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیزده تن برای معالجة زخمیان زنده گشته و به دنیا باز می گردند. یكی از آنان "صیانه" است كه همسر "حزقیل" و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش "حزقیل" پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتة او، مؤمن خاندان فرعون است كه به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد».(7)

وی كه همسر "زید بن عاصم" و از بانوان مجاهد و صحابی فداكار رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث از آن حضرت بوده است. درباره او نوشته اند: « در بیعت عقبه كه 62 مرد از قبیله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت كردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون اینكه به هنگام بیعت، دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست آن ها بخورد، با آن حضرت بیعت كردند و به اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله اقرار و تعهد نمودند».(8)
او که كنیه اش "ام عماره" است، در بیعت رضوان، جنگ احد و در جنگ یمامه كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله با مسیلمه كذاب واقع شد، حضور داشته است. ایمان و اخلاص و فداكاری وی در جنگ احد، به جایی رسید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می باشد».(9) در جنگ "یمامه" نیز دوازده زخم برداشت و حتی یك دست وی هم قطع شد.
ام خالد عبدی، بانویی است كه استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در كوفه، دست او را قطع كرد. وی در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله برابر مخالفان، هیچ كوتاهی و مسامحه ای روا نمی داشت.(10)
او، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. وقتی هارون از عقیدة او آگاه شد، سوگند یاد كرد او را طلاق دهد. او به انجام كارهای نیك معروف بود. زمانی كه یك مشك آب در شهر یك دینار طلا ارزش داشت، او همة حُجاج و شاید مردم مكه را سیراب كرد. او دستور داد با كندن كوه ها و احداث تونل ها، آب را از خارج حرم مكه، به حرم آوردند. وی صد كنیز داشت كه همگی حافظ قرآن بودند و هر كدام موظف بود كه یك دهم قرآن را بخواند؛ به گونه ای كه از منزل او صدای قرائت قرآن همانند زمزمة زنبورهای عسل بلند بود.(11)
بزرگانی همچون شیخ طوسی، شیخ كلینی، فیض كاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم، از امام علی علیه السلام تا امام رضا علیه السلام دانسته اند. وی، راوی حدیث از امام علی علیه السلام بوده و در روزگار امام زین العابدین علیه السلام، 113 سال از عمر او می گذشت. در سال 183ق كه امام موسی بن جعفر علیه السلام شهید شده و امام رضا علیه السلام عهده دار امامت گردید، وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی كه عمر او در این روزگار، حداقل 235 بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا علیه السلام او را با پیراهن خود كفن كرده و به خاك سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از 240 سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت كه یك بار به معجزه امام سجاد علیه السلام و بار دوم به معجزه امام هشتم علیه السلام بود. هشت امام معصوم علیهم السلام با خاتم خود بر سنگی كه او همراه داشت، نقش بستند.(12)
دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی این بانوی بزرگوار را از بانوان یاور امام صادق علیه السلام و راوی حدیث از آن حضرت معرفی كرده اند. میزان پایداری در عقیده و پای بندی او به اسلام و تشیع و علاقه اش به امیرالمؤمنین علیه السلام، از جریانی كه دربارة شیوه اسارت و شهادت پدرش توسط ابن زیاد نقل می كند، مشخص می شود.(13)
در حدیثی از امام باقر علیه السلام، از زنی خبر داده شده است كه حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می داد. این زن نیز از رجعت کنندگانی است که باز می گردد تا به سزای عملش در این دنیا برسد:« آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء زنده می شود تا اینكه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا اینكه از وی برای فاطمه دختر رسولخدا انتقام بگیرد. روای از حضرت پرسید:« فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می زند؟» حضرت فرمود: «به سبب افترا و تهمتی كه به أم ابراهیم زد». روای پرسید: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب اینكه خداوند، پیامبر را برای رحمتِ خلق مبعوث كرد، ولی مهدی را برای انتقام از دشمنان».(14)
__منبع:تبیان___________________________
امام مهدي عليهالسلام به جهت قدرداني و وفا نسبت به رشادتهاي حضرت عباس عليهالسلام به اين بارگاه ملکوتي تشريف ميآورند، نمونه زير گوياي اين واقعيت ميباشد:
فقيه فرزانه آيت الله حاج سيد مرتضي لنگرودي فرمود: در حرم مطهر حضرت قمر بنيهاشم عليهالسلام مشغول زيارت بودم، ناگهان ديدم شخصي پشت سر من مشغول زيارت و خطاب به حضرت ميفرمايد:
«يا عمي!» و مطالبي را با فصاحت و بلاغت بيان ميکند. من از بس برايم اين مطلب جالب و جذاب بود دست از زيارت برداشتم تا ببينم اين بزرگوار چه ميگويد. همچنان مات و مبهوت شده بودم ولي کلمات دلرباي ايشان را همچنان ميشنيدم و ايشان گريه ميکرد و با حضرت در حال صحبت بود. ولي يک مرتبه از نظرم غايب شد. [1] .

امام مهدي عليهالسلام به اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه، عنايت فراواني دارد. يکي از سرزمينهايي که مورد علاقه آقا بقيةالله روحي فداه است کربلا، و بارگاه ملکوتي سالار شهيدان عليهالسلام و برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل العباس عليهالسلام است، بنابراين، زائران محترم، توجه داشته باشند، با مشرف شدن به اين مکان گرامي دو وظيفه مهم دارند:
1. زيارت به نيابت از امام عصر عليهالسلام که نشان دهنده معرفت زائر و مورد توجه قرار گرفتن او از سوي زيارت شونده و ملائکه است. 2. دعا براي تعجيل در فرج آقا امام زمان عليهالسلام که بسيار مهم و با ارزش است. قطعا، امام زمان عليهالسلام محتاج نيابت و دعاي ما نيست، بلکه ما محتاج عنايت او عليهالسلام هستيم. و اين اعمال سبب جلب عنايت او عليهالسلام خواهد شد.

حكمت الهی اقتضا نموده است كه وقت ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نزد مردم مجهول و مكتوم بماند. احادیث بسیاری نیز از سوی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده است که هر پیشگویی را از زمان ظهور نفی می نماید.
در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «كسانی كه وقت ظهور را معین می نمایند، دروغ می گویند».(1) امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: « تعیین كنندگان وقت دروغ گفتند. ما در آنچه گذشت، وقتی معین نكردیم و در آنچه میآید نیز وقت معین نمینماییم».(2)
بنابراین مشخص كردن دقیق سال ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امری محال است؛ زیرا احادیثی كه علائم حتمی ظهور را متذكر می شوند، ظهور آن علائم را به ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در همان سال نزدیك می دانند.
همواره در طول تاریخ مردم آرزو كرده و می كنند كه ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دریابند و اگر هنگام ظهور مشخص و معین می بود، این انتظار وجود نداشت؛ بلكه آرزوها به یأس مبدل می شد و میلیون ها نفر از پاداش انتظار محروم می ماندند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام از پاداش انتظار چنین سخن به میان آمده است: « هر كه بمیرد و منتظر این امر باشد، مانند كسی است كه همراه مهدی در خیمه آن حضرت باشد، نه ... بلكه مانند كسی است كه همراه رسول خدا با شمشیر پیكار می كند».(3)
امتحان و آزمایش دلیل دیگری است برای اینکه زمان ظهور مشخص نباشد؛ زیرا خداوند بندگان خویش را به انواع گوناگون امتحان می کند، از جمله در مسائل اعتقادی؛ پس كسانی كه به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و به آنچه كه حضرت از سوی پروردگار خویش درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آورده، ایمان آورده اند؛ طولانی شدن غیبت و انتظار برای ظهور، در عقایدشان اثری نخواهد گذارد. امام موسی کاظم علیه السلام در این زمینه فرموده است: «این امتحانی است از سوی خدای عزوجل كه به وسیله آن مخلوقاتش را می آزماید»(4) خداوند بندگان خویش را به خاطر مصالحی چندی می آزماید كه از آن جمله اتمام حجت بر بندگان است تا مردم را بر خدای متعال برهانی نباشد. از همین روست که امام صادق علیه السلام همگان را به خواندن این دعای شریف در زمان غیبت سفارش کرده اند: «خدایا، خود را به من بشناسان؛ تو خود را به من نشناسانی، من پیامبرت را نخواهم شناخت. پروردگارا، فرستاده خود را به من بشناسان؛ چنانچه تو پیامبرت را به من نشناسانی، حجت تو را نخواهم شناخت. خدایا، حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجت را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد».(5)

قیام شكوه مند امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سرزمین حجاز و از مسجد الحرام، كنار كعبه معظمه آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او كه فرماندهان لشكری و كشوری آن حضرت هستند، در میان ركن و مقام، با آن حضرت بیعت می كنند. آن گاه، تعداد ده هزار نفر تكمیل می شود و وجود مقدس حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف با سپاه ده هزار نفری، از مكه حركت می كنند و به اصلاح جهان می پردازند.
در روایتی آمده است که مفضل از امام صادق علیه السلام پرسید: « ای آقای من! حضرت مهدی از كجا و چگونه ظهور می كند؟». حضرت فرمودند: « ای مفضل! او به تنهایی ظهور می كند و به تنهایی كنار كعبه می آید و به تنهایی شب را در آن جا می گذراند».(6)
در روایت دیگری می فرماید: « چون مهدی به در آید، به مسجدالحرام رود. رو به كعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد. دو ركعت نماز گزارد. آن گاه فریاد برآورد: "ای مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسی و عیسی و محمد ... منم صاحب قرآن و زنده كننده سنت"».(7)
در روایاتی که از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام وارد شده است، علامت ها و نشانه هایی برای ظهور آن حضرت ذكر شده است كه مردم با دیدن آن علائم و نشانه ها، از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باخبر می شوند. این علائم را دو دسته اند:
علائم خاص؛ این علامت ها، خاص و مختص وجود پر بركت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و حضرت به وسیله آن می داند كه خداوند به او اذن و اجازه ظهور داده است. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «او (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرچمی دارد كه چون وقت ظهورش فرا رسد، خود به خود باز می شود و خدای تعالی آن را به سخن می آورد و عرض می كند: " ای ولی خدا! دشمنان خدا را بكش". این دو علامت است: اولی باز شدن پرچم و دومی صدایی است كه از پرچم بر می آید. همچنین او شمشیری دارد كه در غلاف است و چون هنگام ظهور حضرتش فرا رسد، از غلاف بیرون می آید و خداوند آن را به سخن می آورد و صدا می زند: " ای ولی خدا! قیام كن كه دیگر جای درنگ نیست و نشستن برای تو روا نیست كه از دشمنان خدا دست برداری". پس حضرت خروج و قیام می كند و دشمنان خدا را هر كجا كه بیابد، به قتل می رساند».(8)
علائم عامه؛ علامت هایی هستند كه جنبه عمومی دارند و برای مردم ظاهر خواهد شد و هر كس از عوام و خواص، در طول زندگی خود، برخی از آن ها را خواهد دید؛ این علامت ها بسیار است، از جمله: خروج سفیانی، گرفتن خورشید در نیمه ماه مبارك رمضان، گرفتن قرص ماه در آخر ماه مبارك برخلاف عادت، فرو رفتن زمین "بیدا" كه سرزمینی است میان مكه و مدینه، توقف خورشید از آغاز ظهر تا وسط وقت عصر، طلوع خورشید از مغرب، كشته شدن نفس زكیه كه سیدی است هاشمی در پشت كوفه با هفتاد نفر از صالحان، خروج یمانی از طرف یمن، پیدا شدن سرخی شدید در آسمان كه در اطراف آن پراكنده شود، پیدایش آتش در طول مشرق كه تا سه روز یا هفت روز در هوا بماند و ... .(9)
منبع:تبیان
«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً وً لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّه عَضُداً وَ فِی الّاعَهِ مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»
تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازوئی بودی، در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر می تافتی، آه می کشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است، با دیده ی وحشت زدگان بدان نگاه می کردی.
در این عبارات، بسیار جالب و روح افزا جدّ بزرگوار خود حسین (ع) را با ده عنوان وصف کرده است:
1. امام حسین (ع)، فرزند سول خدا (ص) بود، او نواده ی پیامبر اکرم به شمار می رفت، و رسول خدا او را فرزند خویشتن می خواند.
2. او سند و پشتوانه ی قرآن بود. قرآن، با اتکاء به وجود مقدس امام حسین (ع)، در جهان استقرار و گسترش یافت و هر آنچه را که قرآن کریم، در قالب الفاظ، بیان فرموده در وجود مطهر حسین (ع) رؤیت و مشاهده می شود.
3. آن حضرت بازوی امت بود، امت اسلامی با وجود حضرت حسین (ع) دارای بازویی پر توان و قدرتمند بوده و هستند و به همین دلیل می توانند همه ی قدرتهای ضد خدایی را در هم بشکنند و نابود سازند.
4. امام حسین (ع) در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. دعا، نیایش، ابتهال، نماز و مناجات شبانه ی وی در تاریخ، ضبط شده و خود مایه ی اعجاب آدمی است.
5. آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق بود. عهد و پیمان با خداوند یا با مردم را هرگز نقض نکرد و ثابت و استوار روی پیمان خویشتن می ماند و وفا می کرد.
6. او از راه و روش فاسقان و فاجران روی گردان بود. هرگز روی به آنان نیاورد و تمایل به سوی آنان نکرد و چطور ممکن است کسی که فناء فی الله پیدا کرده به مخالفان فرمان پروردگار روی بیاورد و به آنان تمایل پیدا کند؟
7. امام حسین (ع) دردمندانه آه می کشید، چون ناله ی کسی که سخت به رنج و زحمت افتاده و بار سنگینی از غصه و اندوه در دل دارد و در سینه اش جراحتی التیام ناپذیر است.
8. رکوع ها و سجودهای طولانی داشت، مدت ها در حال رکوع و سجود می ماند و ذکر خدا می کرد. به نظر می رسد که این جمله، رمز شوق عمیق و ریشه دار آن بزرگوار به معبود و محبوب حقیقی اش خداوند متعال است و چون از خلوت با خدا و انس به ذات لایزال او لذت می برد از این رو سجده را که درست خلوت با خداست طول می داده و احساس خستگی نمی کرده اند.
9. سیدالشهداء (ع) نسبت به دنیا زاهد، بی رغبت و بی علاقه بود دنیا در نظر مبارک و خدا بین آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ و بهایی نداشت چنان از دنیا اعراض کرده بود که گویا بکلی از آن برکنده شده و قدم در سرای ابدی و جهان آخرت گذاشته است.
10. آنجا که نظر دیگران نظر خریداری و نگاه عاشقانه بود، نظر آن بزرگوار به دنیا نظر انسان وحشت زده بود و نگاهش، نگاه دل بریدگان از آن، و بالاخره او از دنیا و زرق و برق آن در فرار بود که این چیزها در چشم انسان دریا دلی چون امام حسین (ع) کمترین فروغی ندارد.
غم مخور ایام هجران رو به پایان میرود/ این خماری از سر ما میگساران میرود
پرده را از روی ماه خویش بالا میزند/ غمزه را سر میدهد، غم از دل و جان میرود[1]

پاسخ به این سؤال:
ظهور حضرت مهدی (عج) یك فرمان حتمی و قطعی خداوند است و یكی از نوامیس آفرینش بشر است كه اگر نباشد، آفرینش بشر، در واقع، به هدف نهایی نمیرسد. خداوند انسان را برای تكامل آفریده است، جامعه انسانیت را برای كمال آفریده است اگر با ظلم و جور، این جامعه نابود شود، هدف آفرینش انسان «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»[2] تأمین نشده است.[3] اما این كه آیا این قیام جهانی و ظهور حضرت به چه مؤلفههایی بستگی دارد به یقین قیامی به آن گستردگی فقط به تعداد یاران بستگی ندارد؛ بلكه عوامل و زمینههای دیگری باید وجود داشته باشد تا حضرت ظهور و قیام نماید و عدالت الهی را گسترش داده و جهانی نماید. گفتنی است حضرت مهدی (عج) ظهور میكند تا تشكیل حكومت اسلامی جهانی بدهد. از این رو ظهور حضرت زمانی به وقوع میپیوندد كه چنین زمینهای هم وجود داشته باشد و اینك آمادگیهای لازم را برای ظهور ذكر میكنیم:1. آمادگی فكری و فرهنگی: یعنی سطح افكار مردم جهان چنان بالا رود كه بدانند مثلاً مسأله «نژاد» یا «مناطق مختلف جغرافیایی» مسأله قابل توجهی در زندگی بشر نیست و تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نمیتواند بشر را از هم جدا سازد. قرآن كریم هم شایستگی و صلاحیت را شرط آن انقلاب دانسته است و میفرماید: ما در زبور نوشتیم كه بندگان شایسته و صلاحیتدار ما قدرت زمین را به دست میگیرند.»[4] پس به یقین حضرت زمانی ظاهر میشود كه سطح افكار مردم بالا باشد.
2. آمادگی اجتماعی: مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخی این زندگی مادی ویك بعدی را احساس كنند و حتی از این كه ادامه این راه یك بعدی ممكن است در آینده مشكلات كنونی را حل كند، مأیوس گردند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: تا همه اصناف مردم به حكومت نرسند، حضرت مهدی قیام نمیكند! برای اینكه وقتی حكومتش را تشكیل داد، كسی نگوید: اگر ما هم به حكومت میرسیدیم با عدالت رفتار میكردیم.[5]
3. آمادگیهای تكنولوژی و ارتباطی: برخلاف آنچه بعضی میپندارند كه رسیدن به مرحله تكامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آكنده از صلح و عدالت، تنها با نابودی تكنولوژی جدید امكانپذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یك حكومت عادلانه جهانی نخواهد بود، بلكه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد... سپس میافزاید: معجزه، استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت، برای اثبات حقانیت یك آیین آسمانی، نه برای اداره همیشگی نظام جامعه.[6]
4. آمادگیهای فردی: حضرت مهدی (عج) زمانی ظهور میكند كه یاران آمادهای داشته باشد؛ زیرا او میخواهد جهانی را اصلاح كند و حكومت جهانی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانی است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را به دوش بكشد. و این در درجه اول به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فكری برای پیاده كردن آن برنامه عظیم نیاز دارد.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: امام زمان (عج) ظهور نمیكند، مگر آنكه تعداد آنان به دههزار نفر برسد.[7] و شیخ حر عاملی میگوید: در روایت است كه تعداد كامل سپاه امام زمان (عج) صدهزار نفر است.[8]
5. آمادگی نظامی: مسلمان باید همیشه آمادگی نظامی و نیروی سلحشوری داشته باشد تا به هنگام طلوع طلایع حق، به صف پیكارگران ركاب مهدی (عج) بپیوندد و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفریند و كمك رساند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ منتظران را فرامیخواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند و دوره انتظار مهدی (عج) را با دست پر، به سر آورند:[9] «باید هر یك از شما برای خروج قائم (عج) اسلحه تهیه كند، اگر چه یك نیزه»[10]
خلاصه سخن: هر نهضت و انقلابی در صورتی امكان پیروزی دارد كه زمینه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرایط كاملاً آماده باشد. یكی از شرایط مهم موفقیت این است كه عموم ملت خواستار آن انقلاب باشند و افكار عمومی برای تأیید و پشتیبانی آن آماده باشند. قیام حضرت مهدی (عج) نیز از این قاعده و قانون خارج نیست و علاوه بر این به آمادگیهای دیگری از جمله آمادگی فكری، تكنولوژیكی و ارتباطی و نیز آمادگی نظامی نیز، نیاز است. بنابراین ظهور امام زمان (عج) هم به یاران و هم به شرایط و اوضاع جامعه جهانی بستگی دارد و علاوه بر آنچه گفته شد، رازورمزهای دیگری[11] هم برای قیام حضرت وجود دارد كه خدای دانا از زمان پیدایش آنها با خبر است. هرگاه همه امورات مربوط به آن قیام جهانی جایگاه خویش را بیابند، ظهور نیز محقق خواهد شد.
برای مطالعه بیشتر به كتاب خورشید مغرب نوشته محمدرضا حكیمی و نیز حكومت جهانی مهدی نوشته حضرت آیتالله مكارم شیرازی مراجعه شود.
محمد بن مسلم میگوید: امام صادق ـ علیه السّلام ـ به من فرمودند:
هر كس وقت ظهور را برایت تعیین كرد، از تكذیب كردنش باك نداشته باش؛ زیرا ما برای ظهور وقتی تعیین نمیكنیم
خدا همه آدمیان را گرامی می دارد و حیات و استفاده از خشکی و دریا و کسب روزی پاک را از حقوق همه آنان می داند؛ یعنی زن و مرد، پیر و جوان، هر دین و مذهب، و رنگ و نژادی در هر سرزمین جغرافیایی از آن جهت که انسان اند، حق دارند از خشکی ها و دریاها بهره مند شوند و رزقی پاک به کف آورند و زندگی کنند.
همه آیین ها و مذاهب الهی و غیر الهی به آمدن اصلاح گری حقیقی و بزرگ، نجات بخشی مهربان، ظلم ستیزی نستوه، هدایت گری آسمانی، عدالت خواه و عدالت گستر خدایی و حاکمی دینی نوید داده اند که حکومت او مشرق و مغرب زمین را فرا می گیرد. در مکتب تشیع این موعود، مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است که همچون رسول خدا صلی الله علیه و آله زمام حرکت تاریخ را در دست می گیرد، عقل های مردم را به کمال می رساند، آنان را با حکمت و موعظه حسنه به راه هدایت و سعادت دعوت می کند و به درجه ای از رشد فرهنگی و تربیتی می رساند که عدل را می جویند و آن را تحمل می کنند.(2)
حقوق بشر که در سال 1948 میلادی برای جلوگیری از اختناق و تبعیض تصویب شد، مهم ترین سند بین المللی به شمار می رود و کرامت انسانی شاه بیت اعلامیه آن است؛ چنان که مقدمه و اصل اول آن بر کرامت و حیثیت ذاتی انسان تأکید می کند. این مقدمه، کرامت و حقوق برابر همه افراد را پایه و اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان برمی شمرد؛ چنان که با فراموشی حقوق انسان ها و کوچک شمردن آن، اعمال وحشیانه ای رخ خواهد نمود که ضمیر هر انسان پاک فطرتی آزرده خواهد شد. اما آیا حقوق انسان، کرامت انسان، عدالت، برابری، رفع ظلم، تبعیض، دفع فقر و محرومیت دیگر آرمان های در اعلامیه حقوق بشر غیر از آرمان منتظران ظهور منجی در آخرالزمان به طور عام و منتظر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور خاص است؟

همه مفاهیم ارزشی در اعلامیه حقوق بشر مانند کرامت انسان، آزادی، برابری و تساوی انسان ها در حقوق و عدالت فراگیر در همه زمینه های فرهنگی، قضایی، اقتصادی، ریشه کن شدن ظلم و تبعیض، دفع فقر و محرومیت از ویژگی های حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. با این وجود اعلامیه حقوق بشر به مسئله مهم توحید و خداپرستی که از آرمان های اصلی انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نپرداخته است.
خداپرستی آرمان همه انبیای عظام و اولیای آنان است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبین»؛ «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید! خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود».(3)
از این رو امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاکمیت جهانی ایشان، تحقق آرمان های مثبت اعلامیه جهانی حقوق بشر است، اما حکومت امام بر اعلامیه جهانی حقوق بشر برتری دارد؛ زیرا تشکیل حکومت جهانی آرمانی را به واقعیت تبدیل می کند که اعلامیه تا کنون تنها به صورت توصیه ای به آن پرداخته است. امام بی اجبار و تهدید عقل های مردم را بالا می برد، دانش و بینش را تعالی می بخشد، عقل های آدمیان را بر هواهای آنان غالب می کند، ستمگرانی را که مانع اجرای عدالت هستند با قدرت از سر راه بر می دارد و مستضعفان جهان را بر جهان حاکم می کند: «وَ إِذا یُتْلی عَلَیْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا کُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمین»؛ « و هنگامی که بر آنان خوانده شود، می گویند: به آن ایمان آوردیم؛ این ها همه حق است و از سوی پروردگار ماست؛ ما پیش از این هم مسلمان بودیم».(4)
حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پایان دهنده ظلم و بی عدالتی است. همه آرمان های نیک و پسندیده در اعلامیه حقوق بشر در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه جهانی محقق خواهد شد، اما نه با حکومت ظالمان، استعمارگران، استثمارکنندگان و دولت های ستم پیشه؛ بلکه به دست موعود الهی تا منتظرانش به او بپیوندند. یهودیان، رزتشتیان، مسیحیان و انسان های پاک فطرت هم آرمان خود را در او می یابند و مطلوب خویش را در او می بینند. اگرچه امروز در نام او اختلاف دارند، اما وقتی خورشید حقیقت آشکار شود و ندای عدالت گستر همه مرزهای فکری و جغرافیایی را در نوردد، مستضعفان و مظلومان و حقیقت جویان به او ایمان خواهند آورد. آن گاه است که امام با پشتوانه الهی قیام می کند، دریچه جدیدی در تاریخ بشر می گشاید و به انسان ها حیات تازه ای می بخشد.
حضرت دستی بر سر مردم می کشد و عقلشان را کامل می کند و انسان عاقل حقیقت را می فهمد و به آن اقرار می کند؛ زیرا شرک از روی جهل است و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم عقل ها را بیدار می کند و دانش، دانایی و آگاهی آنان را بالا می برد تا کسی در برابر حقیقت جاهل نباشد. بدیهی است که انسان های تشنه حقیقت وقتی پراغ حقیقت را روشن یافتند، از نور آن بهره مند می شوند؛ مگر کسانی که دشمن آن باشند و مانع اجرای حق و عدل شوند که در این صورت با قدرت ربانی آن حضرت نابود می شوند.(5)
ار نگاه حقوق بشر، انسان به سبب کرامتش حق حیات دارد و نمی توان او را کشت. قرآن این مسئله را محترم شمرده و آن را به منزله کشتن همه انسان ها دانسته است، مگر برای قصاص یا وقتی فسادی در زمین برانگیخته باشد: « مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی اْلأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النّاسَ جَمیعًا وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی اْلأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»؛ « به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آن ها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند».(6)
در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان به کرامت حقیقی خود دست می یابد. امام همانند پدری مهربان برای همه انسان ها، آدمیان را از کرامت انسانی بهره مند خواهد کرد. مکارم اخلاق را کامل می کند، شهرها را آباد می سازد، بندگان خدا را حیاتی دوباره می بخشد، حق را استوار می سازد، باطل را نابود می کند، دادرس مظلومان و یاور بی کسان می شود، احکام بر زمین مانده خدا را زنده و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه های دین را اجرا می کند و در حقیقت از کرامت انسانی پاسداری می کند؛ چیزی که اعلامیه جهانی حقوق بشر فقط از آن سخن گفته است و در مرحله نه تنها اقدامی نکرده؛ بلکه به نظاره زیر پا گذاشتن این کرامت نیز نشسته است.

اگر این جور باشد معنای آیه این میشود که گروه سابقین که مقربان هستند اکثرشان از امتهای دیگر یعنی از مردم قبل از زمان حضرت رسول هستند، در دوره حضرت رسول به بعد گروه کمی هستند که به مقام سابقین رسیدهاند.
معنای این سخن این است که چون در امم سابقه پیغمبران زیاد بودهاند و ما صد و بیست و چهار هزار پیغمبر داریم، لااقل همه پیغمبران را باید در زمره سابقین شمرد اگر از اوصیای پیغمبران کسی جزو آنها نباشد، ولی در امت آخرالزمان فقط ائمهاند که در ردیف سابقین هستند و عده کمی از غیر ائمه هم ممکن است جزو سابقین باشند.
ولی عدهای دیگر از مفسرین این نظر را قبول ندارند که ''اولین'' یعنی مردم قبل از پیغمبر و ''آخرین''یعنی امت آخرالزمان، بلکه میگویند مقصود از ''اولین'' و "'آخرین'' هر دو همین امت آخرالزمان هستند منتها (سابقین) در میان اولینشان بیشتر است تا آخرینشان.
قرینهاش هم این است که در اول مخاطب میفرماید: «و کنتم ازواجا ثلاثة» شما سه نوع هستید. این ''شما'' که میگوید، میتوانیم بگوییم مخاطب در اینجا (امت آخرالزمان است). البته محالنیست ولی بعید است که بگوییم این " کنتم " یعنی شما بشرها از اول عالم تا آخر عالم.
ظاهر این است که ''کنتم'' خطاب به امت آخرالزمان است: شما امت آخرالزمان سه دسته خواهید بود: سابقین، اصحاب المیمنة یا اصحاب الیمین و اصحاب الشمئمه یا اصحاب الشمال، خصوصاً که ما قرائن دیگر هم از خارج بر همین مطلب داریم از جمله این حدیثی که فریقین نقل کردهاند که پیغمبر اکرم فرمود: «علماء امتی کانبیاء بنیاسرائیل» (یا: افضل من انبیاء بنیاسرائیل1) علمای امت من مانند انبیاء بنیاسرائیلاند یا افضل از انبیاء بنیاسرائیل هستند.
و باز احادیث زیادی داریم کهپیغمبر اکرم فرمود : اتباع من در قیامت از اتباع تمام پیغمبران دیگر بیشتر است یعنی کسانی که به وسیله من به سعادت میرسند با مقایسه تمام امتهای دیگر بیشتر هستند.
در یک حدیث فرمود در حدود سه ربع اهل بهشت امت پیغمبر آخرالزمان هستند در این صورت بعید است که کسی بتواند این جور بگوید که در تربیت پیغمبرهای گذشته افرادی که به مقام سابقین رسیدهاند زیاد بودهاند و در امت آخرالزمان افرادی که به مقام سابقین برسند کمتر هستند.
بنابراین ظاهر این است که قضیه از همین قرار است که در هر دو، خطاب به امت آخرالزمان است یعنی نظر فعلاً درباره اینهاست. شما ای امت آخرالزمان سه گروه هستید: سابقان، اصحاب المیمنة، اصحاب المشئمة، ولی در میان اولین شما از سابقان بیشترند تا آخرین شما.
1- علمالیقین فیض کاشانی، ص 750 با عبارت «علماء هذه الامة کانبیاء بنیاسرائیل»