سوره رحمت و يادآورى در سـوره مریم پـنـج بـار هـنـگـام شـروع در داسـتـان پـيـامبران بزرگ و مريم ، جمله اذكر (يـادآورى كـن ) آمـده اسـت و بـه خـاطـر آن مـى تـوان ايـن سـوره را سـوره يادآوريها ناميد، يادآورى از پيامبران و مردان و زنان بزرگ و حركت توحيدى آنها و تلاششان در راه مبارزه با شرك و بت پرستى و ظلم و بيدادگرى . و از آنجا كه معمولا ذكر به معنى يادآورى بعد از نسيان است ممكن است اشاره به اين واقعيت نـيـز بـاشـد كه ريشه توحيد و عشق به مردان حق و ايمان به مبارزات حق طلبانه آنها در اعـمـاق جـان هـر انـسـانـى ريـشـه دوانـيده و سخن از آنها در واقع يك نوع ذكر و يادآورى و بازگوئى است . و توصيف خداوند به عنوان (رحمان ) شانزده بار در اين سوره آمده است چرا كه سوره از آغـازش بـا رحـمـت شـروع مـى شـود، رحـمـت خدا به زكريا، رحمت خدا به مريم و مسيح و پـايـان آن نـيـز بـا هـمـيـن رحـمـت اسـت كـه در اواخـر آن مـى گـويـد: ان الذيـن آمنوا و عملوا الصـالحـات سـيـجـعـل لهـم الرحـمـن ودا: (كـسـانـى كـه ايـمـان آوردنـد و عـمـل صـالح انـجـام دادنـد خـداونـد رحـمـان مـحـبـت آنـهـا را در دل بندگانش قرار مى دهد) (سوره مريم آيه 96)
در ایّام و ساعات مخصوص صدقه دهد : از امام صادق علیه السّلام روایت شده : صدقه در روز جمعه ، دو چندان خواهد شد . و نیز فرمود: هر که در ماه رمضان صدقه دهد ، خداوند از او هفتاد نوع از بلا را برطرف سازد . ابوحمزه ثمالی گوید : روز جمعه ای با علی بن الحسین علیهما السّلام نماز صبح کرده ، پس از فراغ از نماز و تسبیح ، از مسجد بیرون آمد ، من هم با او بودم ، کنیز خود را بنام «سکینه» طلبید ، فرمود: مبادا سائلی را که در خانه آید ، رد سازید ، مگر آنکه به او غذا دهید ؛ زیرا امروز روز جمعه است . به حضرت گفتم: چنین نیست که هر که سؤال کند مستحق باشد ؟ حضرت فرمود: ای ثابت ! می ترسم بعضی از آنها مستحق باشد به او چیزی نخورانیده، ردش کنیم، پس بما اهل بیت آنچه را که بر یعقوب و آلش نازش شد فرود آید ، آنها را غذا دهید ،! آنها را غذا دهید ! بدرستی که یعقوب هر روز گوسفندی را می کشت ، سپس از آن تصدق داده و خود و عیالش از آن می خوردند . شب جمعه ای در وقت افطار سائل عبوری ، مؤمن، روزه دار ، غریبی و مستحقی که در نزد خدا منزلتی داشت ، به در خانه اش آمد، صدا زد : از زیادی غذای خود به من سائل عبوری غریب گرسنه بدهید ! و مکرر همین خواهش را نموده گفتار او را می شنیدند ولی چون نمی شناختند ، حرف او را تصدیق ننمودند . چون مأیوس شد و شب او را فرا گرفت ، گریان برگشت و شکایت گرسنگی خود را به خدای بزرگ نمود شب را به گرسنگی گذرانید و فردا را هم روزه گرفت ، گرسنه و شکیبا و ثناگوی خدای بزرگ ، و در آن شب یعقوب و آلش سیر خوابیدند و صبح کردند در حالی که از غذای آنها زیاد آمده بود . حضرت فرمود: خداوند بزرگ به او وحی فرمود: ای یعقوب ! بنده مرا خوار ساختی، بنحوی که مستحق غضب من گردیدی و مستوجب ادب من و فرود آمدن عقوبت من بر تو و بر فرزندانت . ای یعقوب ! آیا به «ذمیال» بنده من رحم ننمودی ؟ با آنکه در عبادت خود کوشا و از ظاهر دنیا به کم قانع است، او هنگام افطار به در خانه ات آمد و شما را ندا کرد ، به او غذا ندادید، گریان برگشت و به من شکایت کرد و گرسنه خوابید صبح برای من روزه گرفت و تو با فرزندانت ای یعقوب ! سیر خوابیده و صبح کردید در حالی که زیادی غذای شب در نزد شما بود ؟!! آیا نمی دانی که عذاب و بلای من به دوستانم سریعتر است تا به دشمنانم؟ و چنین کاری از جهت حسن نظر من به آنها است و استدراج برای دشمنان است آگاه باش ! سوگند بعزّت خود ، هر آینه به تو بلای خود را فرو فرستم و تو و فرزندانت را نشانه تیر مصائب خود قرار دهم و تو را بعقوبت خود می آزارم . پس آماده بلا و خشنود به حکم من بوده و به مصیبت ها شکیبا باشید . آری ، آدمی نمی تواند که در رد سائل چه ضررهایی متوجّه انسان شده و چه منافعی از دست او می رود که همین داستان و داستانهای دیگر مانند داستان علویه و نصرانی و شیخ بلد و غیر آن ، روشنگر آنست و باید چنین قضایایی درس بزرگی باشد برای دیگران و عبرتی برای هر فرد مسلمان .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17:19 توسط حمید باقری
|
به نام خدا وبلاگ ستوده سعی میکنه تا معارف قرآنی را به صورت ساده بیان بکنه تا راحت بتوان آنرا در خود شخص ویا جامعه پیاده کرد.در این وبلاگ سعی شده مطالب و موضوعاتی مطرح شود که در کمتر وبلاگی مورد استفاده قرار میگیرد.قرآن کتاب آسمانی که در این دوره از زمان مورد بی لطفی قرار گرفته و روی طاقچه خانه ها خاک میخورد. خدایا ما را با قران زنده بدار.با قران بمیران و در سایه قران محشور فرما.