گاه انسان تعجب مى‏ كند كه مگر ممكن است در زير اين آسمان كسانى پيدا شوند كه حتى حاضر به شنيدن حرف حق نباشند و از آن فرار كنند؟ سخن از پذيرش نيست سخن تنها از شنيدن است. ولى تاريخ مى‏ گويد اين گونه افراد بسيار بوده ‏اند. نه تنها قوم نوح به هنگامى كه آنها را دعوت به توحيد مى‏ كرد انگشت در گوش نهاده و جامه بر سر و صورت مى ‏پيچيدند كه حق را نشنوند و نبينند، بلكه در عصر پيامبر اسلام (ص) طبق صريح قرآن گروهى بودند كه وقتى صداى دل ‏انگيز پيامبر (ص) به آيات قرآن بلند مى ‏شد با جار و جنجال و سوت و صفير چنان غوغايى به راه مى ‏انداختند كه هيچكس صداى او را نشنود، وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ‏ :" كافران گفتند: گوش به اين قرآن فرا ندهيد و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد تا پيروز شويد" (فصلت 26). در تاريخ خونين كربلا نيز آمده است هنگامى كه امام حسين (ع ) سالار شهيدان مى ‏خواست دشمنان منحرف را ارشاد و بيدار كند چنان جنجالى به راه انداختند كه صداى امام در ميان آنها گم شد «بحارالانوار ج 45 ص 8». امروز نيز اين برنامه ادامه دارد منتهى در اشكال و چهره ‏هاى ديگر، طرفداران باطل با انواع سرگرميهاى ناسالم، موسيقي هاى مخرب مواد مخدر و مانند آن چنان جوى فراهم كرده ‏اند كه مردم مخصوصا جوانان نتوانند صداى دلنواز مردان خدا را بشنوند.